مرتضى مطهرى
1006
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وضع توليد هرطور ايجاب كند انسان همانطور است ، به او نور بدهد نور مىگيرد ، ظلمت بدهد ظلمت مىگيرد . در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند * آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم اينجا آن آينهاى كه [ انسان ] در پشت آن قرار گرفته ابزار توليد است . و از آن وقت شر و فساد در جامعه جبراً پيدا شده و جبراً هم ادامه دارد . هست و هست تا وقتى كه ابزار توليد اينقدر رشد كند [ كه جبراً مالكيت اشتراكى پديد آيد . ] آن دفعه در اثر بىرشدى و نقص ابزار توليد اجباراً بشر مشتركاً زندگى مىكرد ، بعد ابزار توليد آنقدر رشد مىكند و بزرگ مىشود كه ديگر مالكيت اختصاصى امكان ندارد ، خود ابزار توليد ايجاب مىكند كه روابط توليدى به شكل مالكيت اختصاصى نباشد ، به شكل مالكيت اشتراكى باشد . بعد بحرانهاى اقتصادى و تجمع طبقهء كارگر به وجود مىآيد . جبراً اين جنگ رخ خواهد داد . اصلًا با آن ابزار توليد جز « اشتراكى » نمىشود زندگى كرد و مالكيت از بين مىرود . مالكيت كه از بين رفت ، وضع به آن حالت اول برمىگردد ، دومرتبه انسانها برادر و برابر مىشوند ، « من » ها « ما » مىشوند ، باز نور و خير و عدالت پيدا مىشود . روى اين مسلك نه بايد به بشر بدبين بود و نه خوشبين ، چون بشر اصالت ندارد . اين خوشبينىها و بدبينىها بر اساس اين است كه انسان خيال مىكند تاريخ را بشر مىسازد و جلو مىبرد ، نمىداند كه خود بشر از آن جهت كه بشر است ( يعنى انسانيتهاى انسان ) تحت تأثير ابزار توليد و وضع توليد است ، اين وضع توليد است كه او را ابتدا آنطور كرده ، بعد اين گونه كرده و در مرحلهء سوم دومرتبه به آن شكل درمىآيد . پس ، از نظر ماركسيستها تاريخ در فجر خودش نورانى است ، يك مرتبه ظلمت سراسر تاريخ را مىگيرد ، حتى آن طبقهء محروم هم به شكلى - به تعبير ماركس - از خودش بيگانه مىشود . طبقهء مالك به شكلى و طبقهء محروم به شكل ديگر از خود بيگانه مىشوند و از انسانيت بيرون مىروند . هيچ كدام ، ديگر انسان نيستند ؛ تا وقتى كه يك انسانِ درست بشوند و در نهايت امر انسان كه به طبع خودش يك موجود ژنريك است از نو يك انسان حسابى يعنى يك انسان اجتماعى و « ما » بشود و « من » ها از بين برود . روى اين حساب - اگر توجه داشته باشيد - تاريخ نويسهاى مادى و ماترياليست ماركسيست - و يك عدهء ديگر تحت تأثير اينها - كوشش دارند كه تاريخ بشريت را تاريكِ تاريك [ جلوه دهند و ] اصلًا تاريخ را « تاريك » بنامند كه تاريخ يعنى تاريك . از نظر پيروان اديان ، مذهب آمده است براى اينكه بشر را تحت تأثير خودش قرار بدهد . ماركس و پيروانش مىگويند دين و مذهب خودش تازه ظلمتى روى همهء ظلمتهاست ، نيرنگى بوده است براى تثبيت آن ظلمها و ظلمتها . و